Download Photos

Comments

Asime Sar Lyrics

زینگونه ام که در غم غربت شکیب نیست
گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکیب هست وز جانان شکیب نیست

گمگشته ی دیار محبت کجا رود
نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد
ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست



آسیمه سر رسیدی
از غربت بیابان

دلخسته دیدمت در
آوار خیس باران

وا مانده در تبی گنگ
ناگه به من رسیدی

من خود شکسته از خود
در فصل نا امیدی

در برکهء دو چشمت
نه گریه و نه خنده

گم کرده راه شب را
سرگشته چون پرنده

من ره به خلوت عشق
هر گز نبرده بودم

پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم
پیدا نمیشدی تو
شاید که مرده بودم

من با تو خو گرفتم
از خنده ات شکفتم

چشم تو شاعرم بود
تا این ترانه گفتم

در خلوت سرایم
یک باره پر کشیدی

آن گاه ای پرنده
بار دگر پریدی

در خلوت سرایم
یک باره پر کشیدی

آن گاه ای پرنده
بار دگر پریدی

Asime Sar credits and history

کاور آلبوم Hozour (2)Words by : +Suggest
Composer : +Suggest
Arrangement : +Suggest

ارسال متن و MP3 توسط : UP LODER

اصلاح متن و مشخصات آهنگ | نسخه آماده چاپ


This page was generated in 0.19 seconds.
© IranSong Persian Music Jan 2002 to 2014